مدارس رو به پایان اما خاطراتش ماندگار (اتفاقی نادر در خاطرات یک معلم)
نویسنده :بام میناب
تاریخ:شنبه 30 اردیبهشت 1391-01:25 ب.ظ
اما همراه با ما ، این معلم ها و دبیران هم هستند که خاطرات 30 ساله ی دوران خدمت خود را دارند. اما ببینید و بخوانید از پذیرایی ظالمانه مردم یک روستا در میناب از دبیر دینی ،عربی و قرآن مدرسه شان (روستای راونگ از دهستان کریان در بخش مرکزی شهرستان میناب)
اواسط سال تحصیلی بود که بعد از ظهر از مدرسه برمی گشتم . من هم وضع مالی خوبی نداشتم که ماشین بخرم حتی همون زانتیای فقرا ، منظورم پرایده .
با یک دستگاه موتور سیکلت از مرکز شهر به این روستا می رفتم . یک روز وقتی درحال برگشت بودم متوجه شدم برگه های امتحانی که امروز امتحان گرفته بودم رو جا گذاشتم . برگشتم و رفتم که برگه ها رو بیارم که با چند نفر از افراد این روستا که تقریبا سن 22 تا 24 سال هم بیشتر نداشتند برخورد کردم .
آنها منو تهدید کردند که اگه دوباره این طرف بیام کتک می خورم . من هم رفتم داخل مدرسه برگه ها رو بیارم. بعد که اومدم بیرون این افراد تو راهم نبودند . با موتور میرفتم که یهو از پشت به من حمله کردند و با موتورم افتادم روی آسفالت داخل محله این روستا . همین که بلند شدم دیدم هفت نفر ریختن سرم و تا می تونستن کتکم زدن . چند نفر از دانش آموزا هم که این صحنه رو دیدند به پشتیبانی من اومدن و منو نجات دادن .ولی تا اونا رسیدند این پسر ها که در وضعیت عادی نبودند و مست بودند کار خودشون رو با من کردند .
این مسئله دور از چشم مسئولین آموزش و پرورش نبود .همچنین معاون مدرسه ما که از طرف اداره از او خواسته بودند باید گزارش می کرد به نهاد های مختلف . مثل : فرمانداری ،حراست اداره آموزش و پرورش ، فرماندهی انتظامی و ... . من هم رفتم دادگاه تا از حق خودم دفاع کنم .
پس از رسیدگی به پرونده و ارجاع آن به پاسگاه کریان ، منو به این پاسگاه خواستند . فرمانده پاسگاه از دست معاون مدرسه ناراحت شده بود که این مسئله که در حوزه کاری فرمانده پاسگاه بود رو به نیروی انتظامی کل گزارش کرده بود .
فرمانده پاسگاه کریان و دهیار روستای راونگ هم که دستشان توی یک کاسه بود از طریق اون از من رضایت گرفتند و افتادن به جون معاون بیچاره . هر چی بود زیر سر این دهیار راونگ آقای رنجبر بود . برای معاون مدرسه ما پاپوش درست کردند و سه دفه هم همان پسرها جلو راه معون رو گرفتند ولی نتونستن که کاری کنند . خلاصه این آقای رنجبر بود که این دفه این پاپوش ساخته شده برای معاون مدرسه ما رو به حراست اداره گزارش داد و هر چی بود سر این معاون بیچاره خالی شد . لذا من همین جا از همه ی مسئولین خواستارم که به امنیت مناطق بیشتر توجه کنند .
نماینده ی محترم ،آقای میرخلیلی ، فرماندار محترم ، بخشدار گرامی این دبیران و معلمان سرمایه های میناب هستند . نگذارید بعضی افراد کودن با سیاست های غلط آینده معلمان و دبیران را نابود کنند، بلکه شما باید در انتخاب هایتان بیشتر دقت کنید . افراد لایق و شایسته را بر منصب ها بگذارید . همچنین برای این دهیار راونگ (رنجبر) ابراز تاسف میکنم .
به امید روزهای خوب برای میناب عزیز
نوع مطلب :
میناب
بی حساب ...







